تبلیغات
بانك جامع سوالات - قیام! آری یا خیر؟
قیام! آری یا خیر؟

قیامهای واقع شده در زمان حیات امام صادق علیه السلام چند دسته بود: یک دسته قیام هایی که ظاهرش اسلامی بود اما اهداف سران قیام تنها رسیدن به قدرت بود. دوم قیامهایی که با نیت اسلامی رخ داد اما  نتیجه مطلوب از آن حاصل نشد زیرا شرایط قیام وجود نداشت.(طبق فرمایش خود حضرت)


امام صادق
واکنش مشترک امام صادق علیه السلام در مواجهه با قیامها

حضرت یک واکنش مشترک داشتند و آن اینکه با هیچ یک از قیامها در ظاهر همراهی نکردند و حمایت علنی نیز ننمودند. این طرز برخورد باعث شد تا عده ای امام را سرزنش کنند و ایشان را  به خالی کردن شانه از قبول مسئولیت و بی تفاوتی نسبت به مسائل جاری جامعه مسلمین متهم نمایند. در حدیثی آمده است زیدیان امام صادق علیه السلام را متهم می کردند که ایشان اعتقاد به جهاد در راه خدا ندارد. امام این اتهام را از خود رد کرده فرمود: ولکنّی أکره أن أدع علمی الی جهلهم. ولی من نمی خواهم علم خود را در کنار جهل آنان بگذارم.در واقع امام با بصیرتی که از فضای حاکم بر جامعه خویش داشت می دانست که قیام به صلاح نیست.[1]

 

با وجودعدم اقدام عملی امام برای حمایت از قیامهایی که علیه حکومت سفاک اموی شکل گرفته بود که این واکنش مشترک در برابر تمامی قیامها بود ولی حضرت بین قیامها تفکیک قائل شده همه را با یک چوب نمی زدند؛ به همین خاطر امام علیه السلام در جلسات خصوصی با قیامها برخورد دوگانه ای داشتند

علت واکنش مشترک امام

علت واکنش مشترک امام که همان حمایت علنی بود تا حدودی واضح شد: زیرا به هر حال قیامها با هر هدفی صورت می گرفت زمینه مساعد برای زعامت امام بر جامعه مسلمین وجود نداشت چنانچه در جایی این مطلب را به صراحت بیان می دارند: «از سدیر صیرفی روایت است که گفت: بر امام وارد شدم و گفتم: چرا نشسته اید؟ گفت: ای سدیر چه اتفاقی افتاده است؟ گفتم: از فراوانی دوستان و شیعیان و یارانت سخن می گویم. گفت: فکر می کنی چند تن باشند؟ گفتم: یکصد هزار. گفت: یکصدهزار؟ گفتم: آری و شاید دویست هزار. گفت: دویست هزار؟ گفتم: آری و شاید نیمی از جهان. به دنبال این گفتگو امام همراه سدیر به ینبه رفت و در آنجا گله بزغاله ای را دید و فرمود: ای سدیر اگر شمار یاران و پیروان ما به تعداد این بزغاله ها رسیده بود ما برجای نمی نشستیم». از این حدیث چنین نتیجه گرفته می شود که نظر امام بدرستی این بود که تنها دست گرفتن حکومت کافی نیست و مادام که حکومت از طرف نیروها و عناصر آگاه مردمی پشتیبانی نشود برنامه دگرگونسازی و اصلاح اسلامی محقق نمی گردد...به عبارت دیگر با آن شرایط موجود اگر قیام شکست نمی خورد پیروزی آن نیز مسلّم نبود.(2)

 

واکنش متفاوت امام صادق علیه السلام در برابر قیامها

امام صادق علیه السلام

با وجود عدم اقدام عملی امام برای حمایت از قیامهایی که علیه حکومت سفاک اموی شکل گرفته بود که این واکنش مشترک در برابر تمامی قیامها بود ولی حضرت بین قیامها تفکیک قائل شده همه را با یک چوب نمی زدند؛ به همین خاطر امام علیه السلام در جلسات خصوصی با قیامها برخورد دوگانه ای داشتند.

 

عدم مخالفت امام با برخی قیامها

 قیامهایی مثل قیام زید که نیت خیرخواهانه داشت و به قصد مبارزه با ظلم و جور حاکمان غاصب زمان یعنی امویان بود حضرت اجمالا این گونه قیامها را تأیید می کردند. هر چند اقدام عملی برای پیروزی این قیامها نکردند. اما عمل آنان را هم نفی نکردند. بلکه برعکس نسبت به این قیامها عباراتی گفتند که بوی از حمایت از آن کلمات به مشام می رسید.

به عنوان نمونه: «حضرت از ابو ولاد کاهلی درباره زید سئوال کردند. او گفت: او را در حالی که مصلوب بود دیدم کسانی او را شماتت می کردند و افرادی ستایشش می نمودند. حضرت فرمود: ستایش کنندگان با او در بهشتند و شماتت کنندگان شریک خون او.» [3] اینکه امام اشاره می کند که جایگاه زید بهشت است خود بهترین تأیید اوست.

علت واکنش مشترک امام یعنی همان حمایت علنی این بود که قیامها با هر هدفی که صورت می گرفت زمینه مساعد برای زعامت امام بر جامعه مسلمین وجود نداشت

و نیز طبق گزارش تاریخی آقای پیشوایی: «در مورد قیام زید دلایل و شواهد فراوانی گواهی می دهند که قیام او با اجازه و موافقت حضرت صادق علیه السلام بوده است. از جمله این شواهد، گفتار امام رضا علیه السلام در پاسخ مأمون است که امام طی آن فرمودند: پدرم موسی بن جعفر نقل کرد که از پدرش جعفر بن محمد شنیده بود که می گفت زید برای قیامش با من مشورت کرد. من به او گفتم: عمو جان اگر دوست داری که همان شخص به دارآویخته در کناسه (کوفه) باشی راه او همین است و موقعی که زید از حضور امام صادق علیه السلام بیرون رفت، امام فرمود: وای به حال کسی که ندای او را بشنود و به یاری او نشتابد. این روایت شاهد خوبی است بر اینکه قیام زید با اجازه امام بوده است اما چون مسئله خروج زید می بایست با رعایت اصول احتیاط و حساب شده باشد... نه امام و نه خود زید و نه اصحاب نزدیک آن حضرت به هیچ وجه مایل نبودند کسی از آن اطلاع یابد.»(4)

 

مخالفت صریح امام با برخی قیامها

در مقابل این قیامها، قیامهایی همچون قیام ابوسلمه و ابومسلم خراسانی به هیچ وجه مورد تأیید حضرت نبود. «ابوسلمه نامه ای به امام صادق علیه السلام و دو نفر دیگر از علویان نوشت و ابراز تمایل کرد تا در صورت قبول آنها برای ایشان بیعت بگیرد. امام صادق علیه السلام آگاه بود که چنین دعوتی پایه ای ندارد. حتی اگر پایه ای هم می داشت امام وضعیت را برای رهبری یک امام شیعه مناسب نمی دید. از نظر امام صادق علیه السلام دعوت ابوسلمه نمی توانست جدی تلقی شود. از این رو در پاسخ نامه او حضرت به فرستاده او فرمود: ابوسلمه شیعه شخص دیگری است.... وفاداری ابوسلمه به بنی عباس و تثبیت امامت در خاندان آنها نشان از جدی نبودن دعوت او است. حتی اگر فرض شود که او در دعوت خود مصمم بوده ولی به کرسی نشانده چنین امری با وجود اشخاصی چون ابو مسلم و عباسیان عملی نبوده و پذیرفتن آن افتادن در ورطه نابودی بود. شاید قتل ابوسلمه و ابومسلم به دست عباسیان بهترین شاهد بر این امر باشد.» (5)ابومسلم پس از مرگ ابراهیم امام (از سران قیام علیه خلفای اموی)  به حضرت صادق علیه السلام چنین نوشت: من مردم را به دوستی اهل بیت دعوت می کنم اگر مایل هستید کسی برای خلافت بهتر از شما نیست. امام در پاسخ او مرقوم داشت: ما أنت مِن رجالی و لا الزّمانُ . زمانی نه تو از یاران منی و نه زمانه، زمانه من است. همچنین فضل ماتب می گوید: روزی نزد امام صادق علیه السلام بودم که نامه ای از ابومسلم رسید، حضرت به پیک فرمود: نامه تو را جوابی نیست از نزد ما بیرون شو.[6] اینجاست که روشن می شود چرا امام واکنش متفاوتی در برابر این قیامها داشتند.

 

پی نوشت ها:

1.حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان،ص365،انتشارات انصاریان قم چاپ دهم 86

2.سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی،صص391 و392، موسسه امام صادق علیه السلام قم،تابستان80

3.حیات فکری سیاسی امامان شیعه،ص 346

4.سیره پیشوایان، ص408

5.حیات فکری سیاسی امامان شیعه،صص366 و367

6.سیره پیشوایان،ص348

سیدروح الله علوی

سایت تبیان